امروز: جمعه، 24 اسفند 1403

زندگی یک جغد ایرانی در دنیای کتاب‌ها

معرفی کتاب دری و دندان شیری

"سر به هوا بودن، یعنی حواست آن دوردورها باشد و توی دنیای خودت خیال‌بافی کنی."

در ایران مترجم‌ها و ناشران نه تنها حقوق صاحب اثر را با جلب رضایت او و ناشر اصلی رعایت نمی‌کنند، بلکه در عنوان کتاب هم دست می‌برند! 

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.



معرفی، بررسی و خلاصه رمان قصر

کافکای عزیزم... از دوستانم پوشیده نیست که کافکا یکی از نویسنده‌ها محبوب من است، و این علاقه نه فقط برای قلم و سبک نوشتارش، بلکه به خاطر نوع دنیایی‌ست که در آن زندگی کرده‌ایم... دنیایی که در آن هر چه جستجو کردیم، رنگی جز سیاه ندیدیم.
قصر آخرین رمان کافکاست. شخصیت اول داستان  همانند رمان «محاکمه»‌ شخص کارمندی‌ست به نام ک (همان حرف K در انگلیسی). این رمان اثری نیست که خواننده‌ بدون شناخت شخصیت نویسنده به سراغش بیاید و چیزی از آن کسب کند، معتقدم اگر چنین کاری انجام دهد: تمام برداشت‌هایش از داستان انحرافی و اشتباه خواهد بود. به همین جهت به دوستانی که هنوز از کافکا چیزی نخوانده‌اند، پیشنهاد می‌کنم خواندن او را با عناوین دیگر آغاز کنند و پس از شناختِ قلم و سبک نوشتارش، و البته شخصیتش در دنیای واقعی به سراغ این کتاب بیایند.

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.



معرفی کتاب نازنین و بوبوک

بر روی زمین زندگی کردن و دروغ نگفتن غیرممکن است.

کتاب متشکل است از دو داستان کوتاه به نام‌های «نازنین» و «بوبوک» که داستان‌ها نه در یک زمان نوشته‌ شده‌اند و نه به یک‌دیگر مرتبط‌ هستند، بلکه همانند هزاران اثر غیرقانونی دیگر توسط یک ناشر ایرانی با سلیقه‌ی شخصی در قالب یک کتاب گرد هم آمده و چاپ شده است.
ذکر این نکته لازم است که آقای «رحمت الهی» از عهده‌ی ترجمه‌ی دو داستان به خوبی برآمده و متنی روان تقدیم خواننده نموده است.

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.



معرفی مجموعه داستان سفر ناگذشتنی

مجموعه‌ی داستانی بسیار ضعیف و بی‌سر و ته.

سفر ناگذشتنی عنوان نخستین اثر خانم غزاله علیزاده است. این اثر مجموعه‌ی داستان کوتاهی‌ست متشکل از سه داستانِ «شجره‌ی طیبه، پاندارا، با انار و با ترنج از شاخ سیب» که در سال ۱۳۵۶ توسط خود نویسنده چاپ و منتشر گردیده است.
لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.



معرفی داستان کوتاه کاروان اسلام

داستان کوتاهی عالی، درجه‌ی یک و ممتاز.
عنوان اصلی داستان «البعثه الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه» است. 
داستان در سه فصلِ به هم‌پیوسته‌ی «کاروان اسلام، نمایشگاه شرقی و نوشگاه مِیسر» روایت شده و عنوان فارسی «کاروان اسلام» به جهت سختی بیانِ عنوان عربی و اصلی داستان از روی عنوان فصل اول داستان برداشته شده است.
راوی داستان یک خبرنگار به نام «الجرجیس یافث بن اسحق الیسوعی» است.

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.




معرفی کتاب قدرت بی‌قدرتان

چرا خواندن این کتاب به من پیشنهاد شد؟!
اصلا این کتاب چه ارتباطی با ساختار سیاسی کنونی ایران که گونه‌ای نادر است و هم‌چنین با جنبش تازه شکل گرفته‌ی «زن، زندگی و آزادی» دارد؟
پر واضحه در برخی زمان‌ها، خواندن برخی‌ کتاب‌ها سرعت می‌گیرند و بین خواننده‌ها دست به دست می‌شوند... 
مثلا در زمان شیوع همه‌گیری کرونا، خواندن کتاب‌هایی از جمله «کوری» شدت گرفتند. 

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.




معرفی داستان کوتاه آبجی خانم

داستانی کوتاه و اندوهناک با محوریت «زن» در جامعه‌ی مردسالار و زن‌ستیز ایران.
آبجی خانم را پس از گذشت چند هفته از خواندنِ «زنی که مردش را گم کرد»‌ خواندم. این دو داستان (البته هریک با موضوعی کاملا متفاوت اما با هدفی یکسان) میزان دغدغه و نگرانی صادق‌خان هدایت نسبت به معضلات و حرج‌های جنس «زن» در جامعه‌ی عقیم، سنت‌گرا، مردسالار و به شدت زن‌ستیز ایران می‌پردازد.
داستان کتاب در مورد دختری به نام «آبجی خانم» است.

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.




معرفی کتاب آن پایین چه خبر است؟

سرانجام کارهایی که انجام می‌دهیم دست خودمان نیست.
پیام فوق تنها مطلبی بود که من از خواندن این کتاب برداشت کردم.

داستان کتاب در مورد دو پسر به نام‌های سام و دیو است. آن‌ها با دو بیل در حالی‌که سگ‌شان را به همراه داشتند، مشغول کندن یک چاله به دنبال یافتن چیزی خارق‌العاده می‌شوند. آن‌ها کندن را بلندند و به کار خود ادامه می‌دهند اما هر بار که نزدیک به یافتن آن چیز خارق‌العاده می‌شوند به ناگاه مسیر کندن را تغییر می‌دهند تا این‌که...

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.




معرفی داستان کوتاه نشانه‌ها و سمبل‌ها

یک داستان کوتاه خوب و عمیق.
ایزابلا و دیمیتری یک زوج میان‌سال هستند که با خودکشی مجدد تنها پسرشان که به دلیل ابتلا به «جنون ارجاعی» در یک بیمارستان روانی بستری است روبرو شده‌اند و حال بار دیگر دل‌شان می‌خواهد که او به خانه برگردد، هرچند ته دلشان می‌دانند که شدنی نیست.

لطفا برای خواندن ادامه‌ی متن بر روی دکمه‌ی «ادامه مطلب» کلیک کنید.